دلم داره میترکه و هیچ کاری از دستم برنمیاد
عکسها رو ندیدم ...طاقت نداشتم یکی از بچه ها داشت یه عکسو تعریف میکرد...
باباهه نشسته بود روی آوار و عروسک بچه ش دستش بود... هیجی جانسوز تر از گریه های یه مرد نیست... دیگه حالا حسابشو بکنید چندین نفر یتیم چندن و چندین نفر بی کس و چند هزار نفر آواره...
دمای هوا اونجا 0 درجه س...
خدا کنه لااقل جای خواب داشته باشن...
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
تاريخ: يکشنبه
10 دی
1396 ساعت: 15:48