خرید بک لینک

دیشب خونه ی دوست رضا مهمون بودیم

خانمش ماست آورد گذاشت روی سفره

گفت خیلی خوشمزه س و اینا بخورین

گفتم: میشه؟

گفت: چی؟

گفتم: میگم میشه؟

گفت: چی میشه؟

رضا فهمید من چی میگم گفت نه نمیشه

منظورم با ماست بود که ماستِ میش است؟ :))


هی نگام میکرد حس میکرد نصف جملمو نفهمیده که من هی میگم میشه؟

+ یعنی من قبل از اینکه برم خونه ی اینا انقدر از نی نی های پسر بدم میومد...

چقدر خوشمزه پیام بازرگانی میبینه!

+آقا پناه

چقدر باحال شده صفحه ی وبلاگم! ازین مدلیا شده که مخصوص گوشیه... الان دیدمش =))) فقط چرا چپ چینه :/

برچسب: نویسنده: سام حیدریان تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:48

صفحه بندی