
قربان جهانی که در آن جنگ نباشد مشت و لگد و سیلی و اوردنگ نباشد از وحشت بمب اتم و توپ و مسلسل پیوسته به پا خار و به سر سنگ نباشد باهم نستیزند سپیدان و سیاهان دعوا سر نام و نسب و رنگ نباشد در باغ وفا مرغ بد آواز نیابیم در بزم صفا ساز بد آهنگ نباشد ...
ادامه مطلب
از چاله بیرون میزدم تا چاه راهِ فرار از خویشتن باشد... ای تف به هرچه دل... همان بهتر، آدم فقط چشم و دهن باشد...! علیرضا آذر...
ادامه مطلب
کاش میشد زندگیتکرار داشت لااقل تکرار را یکبار داشت ساعتم برعکسمیچرخید و من برتنم میشد گشاد اینپیرهن آن دبستان ،کودکی ،سرمشقآب پای مادر هم برایم جایخواب خود برون میکردماز دلواپسی دل نمیدادم به دستهر کسی عمر هستی ، خوب و بد ،بسیار نیست حیف هرگز قابل تکرار نیست ... ...
ادامه مطلب
1. کلیک 2.جوابیه: در کناری منتظر بودم حدودا پنج و نیم تا که پیچیدی به چپ، آرام گفتم: «مستقیم» زل زدی در آینه، دیدم، به جا آوردمت یادم آمدم روزگاری را که رفتی با نسیم رادیو را باز کردی تا سکوتت نشکند رادیو، اشعار نابی خواند از تو در قدیم شیشه را پایین کشیدم تا که بغضم نشکند زیر لب گفتم: «خوشم می...
ادامه مطلب
عاشق شده ام بر تو تدبیر چه فرمایی؟! از راه صلاح آیم ...یا از در رسوایی؟! +بگو لامصب، دهع! +تیریپ عاشقانه طوری :))...
ادامه مطلب
ماه منچهره براَفروزکه آمد شبِ عید عید بر چهره چون ماهِ تومی باید دید... شهریار...
ادامه مطلب
ساعتم تنظیم مى گردد به وقت کربلا هم قدیماً هم جدیداً دوستت دارم حسین!...
ادامه مطلب
حالتی بین گریه و خنده، بین خوابیدن و نخوابیدن مثل یک مرد خسته ی جنگی با تمام وجود جنگیدن حالتی منقلب بدون وضو، بی سلوک و سُجود و سجاده مایعی لای مردمک هایت مثل بغضی که سالها مانده ادامه مطلب...
ادامه مطلب
خوشبختی مثل وقتی که خواهر کوچولوت پول توجیبی مدرسه ش رو چند روز خرج نمیکنه تا بتونه برات یه هدیه به عنوان عیدی بخره......
ادامه مطلب
بوی عید میاد اینجا. آدم بوی مناسباتو رو توی شهر خودش خوب میفهمه. من حس عید رو با این هوا میشناسم... شیراز که بودم نه محرم رو حس کردم محرمه...نه ماه رمضون رو... نه بهار رو... مطمئنا واسه منی که اونجا غریبم هواشم واسه من غریبه... منی که 20 سال توی شهر خودمون زندگی کردم هوا رو به همون حالتی که توی هر ...
ادامه مطلب
اول روضه میرسد از راه قد بلند است و پردهها کوتاه آه از آنشب که چشم من افتاد پشت پرده به تکه ای از ماه بچهی هیأتم من و حساس به دو چشم تو و به رنگ سیاه مویت از زیر روسری پیداست دخترِه ... ، لا اله الا الله! ادامه مطلب...
ادامه مطلب
پشت رُل، ساعت حدودا پنج ، شاید پنج و نیم داشتم یک عصر بر می گشتم از عبدالعظیم ازهمان بن بست باران خورده پیچیدم به چپ از کنارت رد شدم ، آرام گفتی: مستقیم! زل زدی در آینه اما مرا نشناختی این منم که روزگارم کرده با پیری گریم رادیو را باز کردم تا سکوتم نشکند رادیو روشن شد و شد بیشتر وضعم وخیم بخت بد...
ادامه مطلب
((اَصلا رقیه نه به خدا دختر خودت یک شب میان کوچه بماند چه می کنی)) در بین ازدحام و شلوغی بترسد و یک تن به او کمک نرساند چه می کنی اَصلا خیال کن که کسی دختر تورا در بین جمعیت بکشاند چه میکنی یاکه خدانکرده کسی روی صورتش سیلی محکمی بنشاند چه می کنی یا فرض کن که دخترتو جای بازی اش هرشب دعای مرگ بخواند چه میکنی اَصلا کسی بیاید و با تازیانه اش خاک از لباس او بتکاند چه میکنی مجید تال +بشنویم: سلام ای هلال محرم (میثم مطیعی)...
ادامه مطلب
اومدم بگم نامردین اگر واسه بارش برف تعطیل شین! چرا که اینجا خوزستان دو روزه مدارس و دانشگاه ها به علت ریزگردها تعطیل شدن و اگر شما برف بیاد تعطیل میشین میرین برف بازی ما خاک میباره بچه ها تعطیل میشن ...بریم خاک بازی؟! درسته آیا؟ ایز ایت فیر پلی؟! دو روزه هی پشت سر هم هچو هچو هچووو در حال عطسه کردنم!بعد من نمیدونم چه حکمتیه تا مدرسه ها شروع میشه اینجا گردوخاک میشه:| میگم نکنه دعای بچه مدرسه ایاس؟! بعیدم نیستا:دی +فارس! وای به حالت امسال برف نباره ازت...من میدونم و تو...برف سنگین باید بباری ... سنگین ها :دی روی خوزستانو کم کنی!! :دی...
ادامه مطلب
کاش خدا وقتی یه بنده ش رو می آفرید، یه دفترچه راهنما هم کنارش میذاشت....
ادامه مطلب