
بعد از انتشار پست قبل، گربه هه گم شده راستشو بگین کار کی بوده؟!...
ادامه مطلب
برای اینکه کارام طبق برنامه پیش بره؛ دارم سعی میکنم آدم منظمی بشم. کرم گوش این دو روز: بالهایم هوس با تو پریدن دارد بوسه از خاک قدم های تو چیدن دارد من شنیدم سر عشاق به زانوی شماست و از آن روز سرم میل بریدن دارد (یکی از دو شعری که در وصیت نامه شهید محمد رضا دهقان اومده و بیت دوم روی سنگ قبرشون حک شده) ...
ادامه مطلب
قربان جهانی که در آن جنگ نباشد مشت و لگد و سیلی و اوردنگ نباشد از وحشت بمب اتم و توپ و مسلسل پیوسته به پا خار و به سر سنگ نباشد باهم نستیزند سپیدان و سیاهان دعوا سر نام و نسب و رنگ نباشد در باغ وفا مرغ بد آواز نیابیم در بزم صفا ساز بد آهنگ نباشد ...
ادامه مطلب
مردی که نتونه قولنج بشکونه که مرد زندگی نیس! +مثلا بگه معیار های همسر آینده از نظر شما چیه؟ بعد تو روت نشه بگی سیکس پک داشته باشه :|...
ادامه مطلب
از چاله بیرون میزدم تا چاه راهِ فرار از خویشتن باشد... ای تف به هرچه دل... همان بهتر، آدم فقط چشم و دهن باشد...! علیرضا آذر...
ادامه مطلب
کاش میشد زندگیتکرار داشت لااقل تکرار را یکبار داشت ساعتم برعکسمیچرخید و من برتنم میشد گشاد اینپیرهن آن دبستان ،کودکی ،سرمشقآب پای مادر هم برایم جایخواب خود برون میکردماز دلواپسی دل نمیدادم به دستهر کسی عمر هستی ، خوب و بد ،بسیار نیست حیف هرگز قابل تکرار نیست ... ...
ادامه مطلب
1. کلیک 2.جوابیه: در کناری منتظر بودم حدودا پنج و نیم تا که پیچیدی به چپ، آرام گفتم: «مستقیم» زل زدی در آینه، دیدم، به جا آوردمت یادم آمدم روزگاری را که رفتی با نسیم رادیو را باز کردی تا سکوتت نشکند رادیو، اشعار نابی خواند از تو در قدیم شیشه را پایین کشیدم تا که بغضم نشکند زیر لب گفتم: «خوشم می...
ادامه مطلب
عاشق شده ام بر تو تدبیر چه فرمایی؟! از راه صلاح آیم ...یا از در رسوایی؟! +بگو لامصب، دهع! +تیریپ عاشقانه طوری :))...
ادامه مطلب
ماه منچهره براَفروزکه آمد شبِ عید عید بر چهره چون ماهِ تومی باید دید... شهریار...
ادامه مطلب
و بووووم! سال نوتون مبارک!...
ادامه مطلب
ساعتم تنظیم مى گردد به وقت کربلا هم قدیماً هم جدیداً دوستت دارم حسین!...
ادامه مطلب
حالتی بین گریه و خنده، بین خوابیدن و نخوابیدن مثل یک مرد خسته ی جنگی با تمام وجود جنگیدن حالتی منقلب بدون وضو، بی سلوک و سُجود و سجاده مایعی لای مردمک هایت مثل بغضی که سالها مانده ادامه مطلب...
ادامه مطلب
خوشبختی مثل وقتی که خواهر کوچولوت پول توجیبی مدرسه ش رو چند روز خرج نمیکنه تا بتونه برات یه هدیه به عنوان عیدی بخره......
ادامه مطلب
ترم دو بودیم. چون اونموقع خیابونا رو بلد نبودم الان یادم نمیاد کدوم خیابون. با دوست شیرازیم و یکی از بچه های خوابگاه سه نفری رفته بودیم خرید. عموی دوست شیرازیم زنگ زد و پرسید که کجایین. دوستم گفت: عموم و زن عموم میخوان برن هایپر میگن بیایم دنبالتون؟ میاین؟ و ما هم از خدا خواسته پذیرفتیم و گفتیم میای...
ادامه مطلب
اول روضه میرسد از راه قد بلند است و پردهها کوتاه آه از آنشب که چشم من افتاد پشت پرده به تکه ای از ماه بچهی هیأتم من و حساس به دو چشم تو و به رنگ سیاه مویت از زیر روسری پیداست دخترِه ... ، لا اله الا الله! ادامه مطلب...
ادامه مطلب
پشت رُل، ساعت حدودا پنج ، شاید پنج و نیم داشتم یک عصر بر می گشتم از عبدالعظیم ازهمان بن بست باران خورده پیچیدم به چپ از کنارت رد شدم ، آرام گفتی: مستقیم! زل زدی در آینه اما مرا نشناختی این منم که روزگارم کرده با پیری گریم رادیو را باز کردم تا سکوتم نشکند رادیو روشن شد و شد بیشتر وضعم وخیم بخت بد...
ادامه مطلب
این هفته هم گذشت و تو مولا نیامدی این شنبه ها بدون تو آقا مزخرف است علی جعفر زاده زیبا...
ادامه مطلب
گاهی بعضی کلمه ها ثقیل می شوند. مثل یک "دلم تنگ شده" ی ساده. که نمیتوانی بگویی اش. زبانت نمیچرخد. بعد میشود سخت ترین جمله ی دنیا. ناگفتنی ترینشان. #به_سرم_زده #سکانس_های_بی_مخاطب...
ادامه مطلب
یه جوری دارم زندگی میکنم انگار نهایت 10 سال دیگه تا آخر عمرم بیشتر نمونده! انقدر امید به زندگیم بالاس :| +پستپایینودریابین... خوشا به غیرت بنی هاشم...
ادامه مطلب
-چرا اتاقتون نامرتبه؟ +دزده بهمش ریخته -چرا ظرفا کثیفه؟ +تقصیر دزده س -شارژرم نیست +کار دزده س بالاخره یکی پیدا شد همه تقصیرا رو بندازیم گردنش :| بنده خدا مامان بزرگم اومد خونمون با یه حالت مضطرب و وحشت زده... نفس نفس میزد! میگفت چی شده چی بردن؟ میگیم هیچی مادر، چیزی نشده هول نکن! بیا اول به لیوان شربت بخور ...! بردیم آرومش کردیم (هر کی میفهمه و میاد خونمون ما آرومش میکنیم!) میگه: وقتی شنیدم نمیدونم تلفنو گذاشتم سرجاش یا نه، رادیو رو خاموش کردم یا نه... دربست گرفتم اومدم!...
ادامه مطلب