
سلام. از حال خوزستان و هوای گرم و رطوبت ۸۰ درصدی و بی آبی و جاش تعطیلی مسئولین تهرانی و نه خوزستانی که بگذرم، خوبین؟ نمیدونم من خونه ای شدم و هی دلم نمیخواد برم بیرون و زیر کولر بشینم یا کلا تابستون واسه همه این مدلیه؟ یا شایدم تبریزیا هی تابستونا بیشتر میرن بیرون تا زمستون ؟_؟ بهم فیلم خوب (...
ادامه مطلب
اره پست جدید! اومدم بگم دلم هوای اینجا رو کرده دلتنگ نوشتن شده بودم دلتنگ نوشته هام دلتنگ آهنگ برزان محمودی بعد دلم یهو هوای شباهنگو کرد دیدم زشته واسه هزارمین بار بهش بگم که "میشه لینک این آهنگو بهم ...
ادامه مطلب
هوایت بدجور مرا درگیر کرده. نفس گیر شده هوای اینجا. دلم بال زدن در صحن و سرایت را هوس کرده. نشستن روبه روی ضریح قشنگ طلایی ات، روبه روی پنجره فولادت و هی هوای کنارت بودن را نفس کشیدن این حجم از بی تابی ام را پر کن و چرا طبیعی نیست این حجم از دلتنگی برای تو و خواهرت. که این روز ها دلم میل بودن کنار شماها را دارد. میل همانند پارسال همین موقع، قم را، و دو سال پیش همین موقع مشهد را. من دلتنگی را تاب...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلب
برای اینکه کارام طبق برنامه پیش بره؛ دارم سعی میکنم آدم منظمی بشم. کرم گوش این دو روز: بالهایم هوس با تو پریدن دارد بوسه از خاک قدم های تو چیدن دارد من شنیدم سر عشاق به زانوی شماست و از آن روز سرم میل بریدن دارد (یکی از دو شعری که در وصیت نامه شهید محمد رضا دهقان اومده و بیت دوم روی سنگ قبرشون حک شده) ...
ادامه مطلب
همچون پسری خسته که دنبال معافی ست هر قدر دویدم پی چشمان تو کافی ست! این پاشنه ها بی تو برای چه بلند است؟ این حلقه که در دست چپم هست اضافی ست در چشم تو اردو زده یک لشگر یاغی با این منِ بی اسلحه آخر چه مصافی ست؟! عاشق نشدی حال مرا خوب بفهمی در مذهب تو عشق خودش کار خلافی ست! پایان خوشی نیست برای دلِ در بند مثل غزلی خسته که پابند قوافی ست. #فائزه_محمودی ...
ادامه مطلب
نشسته بودیم و در مورد آهنگ هایی که خیلی خوشمان می آمد و تکراری شده بودند و حالا گوشش دادنشان حالمان را بد میکرد صحبت میکردیم. رسیدیم به چاوشی، که توی یکی از آهنگ هایش میگوید " من ناپلئون تو دزیره..." گفت جدیدا دارم کتاب دزیره را میخوانم که گالیله نوی...
ادامه مطلب
خواهرمون طوری زلزله س که وقتی امروز ساعت 10:30 رسید اد همون موقع زلزله اومد :دی لرزید، دیار ملکوتی رضا جان آسوده خیالیم ولی دل نگران است بر ملک خراسان نرسد هیچ گزندی زیرا حرمت امن ترین جای جهان است **** امروز که از لرزش این خاک رمیدم کاشانه به تنگ آمد و از لانه پریدم ای باعث لرزیدن قلبم حرم تو ...
ادامه مطلب
اگر خواهر کوچولویتان یک روز یک سوسک پلاستیکی بخرد و قبل از اینکه شما بروید حمام در دمپاییتان جا سازی کند و شما پایتان را روی یک چیز سیاه بگذارید و به یک سوسک برخورد کنید چه خواهید کرد؟ :|...
ادامه مطلب
و بووووم! سال نوتون مبارک!...
ادامه مطلب
اون از خریدا و سوغاتیای عید پارسال که یه نفر به همراه وسایلش اشتباهی برده بود،و اینماز وسایل امسالم که اومدم خونه نبودن. و نمیدونم کجان!...
ادامه مطلب
بوی عید میاد اینجا. آدم بوی مناسباتو رو توی شهر خودش خوب میفهمه. من حس عید رو با این هوا میشناسم... شیراز که بودم نه محرم رو حس کردم محرمه...نه ماه رمضون رو... نه بهار رو... مطمئنا واسه منی که اونجا غریبم هواشم واسه من غریبه... منی که 20 سال توی شهر خودمون زندگی کردم هوا رو به همون حالتی که توی هر ...
ادامه مطلب
سر درد شدم بس که ز احساس تو گفتم تجویز شد از روی لبت استامینوبوس شرط پدرت بود مهندس شوم اخر ما شاعرکان را چه به سینوس و کسینوس |ابولفضل عصمت پرست| ادامه مطلب...
ادامه مطلب
از اونجایی که بحثای ما توی خوابگاه هر بار به یه موضوعی سوق پیدا میکنه و اکثرا هم میرسه به ازدواج و بارداری و شیردهی! (ما توی درسامون ت5ذیه در دوران های مختلف زندگی و تغذیه در دوران بارداری و شیر دهی رو میخونیم. این ترم درسشونو داریم. ترم پیش که سال بالاییامون داشتن یکیشون هم اتاقیمون بود و بس که خونده بود این درسو و امتحان داده بود میگفت حس میکنم باردارم!) امروز بحثمون رسید به شیر خشک و شیر مادر! تا اینکه من یهو هوس شیر خشک کردم و بیان نمودم که بچه هااا میاین بریم داروخانه؟ بعد که 3 تایی رسیدیم اونجا به خانوم فروشنده گفتم که شیر خشک دارین؟ فرمودن چه مارکی؟...
ادامه مطلب
رفته بودیم خرید. من و مژده نشسته بودیم تا بچه ها بیان... (مژده هنوز چسب بینیشو در نیاورده)یه موتوری که دو نفر سوارش بودن جلوی مغازه ی روبه روی ما نگه داشت. ما هم رومونو کردیم اونور. اونا هم از کنارمون رد شدن و یکیشون فحش داد و من فقط شنیدم گفتن خاک تو سرت! از اونجایی که نمیدونم چرا هرکی تیکه میندازه در اکثر موارد متوجه نمیشم چی میگه و باید از بغل دستیم بپرسم مژده اینجور توضیح داد که: اون پسره پشت سریه یه پسر خیلی زشت بود که دماغشم خیلی زشت عمل کرده بود بعد از کنار ما که رد شدن به من گفت دماغت خیلی زشت شده خاک تو سرت!...
ادامه مطلب
انقدر بعضیا خوبن که با خوب بودنشون...با انقدر خوب بودنشون آدمو شرمنده میکنن... همیشه خوب بمون، عین همیشه! +عجییب حال و هوای محرمو دوست دارم. دلم روضه میخواد بشنویم:کرم حسین علم حسین یاد داده مادرم فقط بگم حسین:بنی فاطمه...
ادامه مطلب
عشق یک چیزیه که یک دفعه از داخل به وجود میاد که هنوز نتونستیم علتشو درک کنیم... شبکه نسیم_الان_برنامه دور همی مهمونشون دکتر سمیعی هست!...
ادامه مطلب
یه نفر فردا مهمونم کرده... درحالی که کمتر از یک هفته بود مدت آشناییمون... بعد بعضیا رو هر روز میبینم و دوساله میشناسم... تعارف زبونی هم نکردن البته انتظاری هم ندارم... فقط قصدم مقایسه ی گندگی دل آدما بود +عنوان:اسمش الهامه... یکی از روسری سبزاس (کمپین روسری سبزای معروف). همونی که قراره باهاش برم خیاط واسه دوخت چادر....
ادامه مطلب
به بالشت سر ِ خود را فرو کنی تا صبح ولی نخوابی و کابوس ها ولت نکنند به خود بپیچی از این فکرهای آشفته که قرص های غم انگیز، عاقلت نکنند فاطمه اختصاری...
ادامه مطلب
فکر کنم اولین تابستونی بود که حتی یه بارم نرفتیم شنا خدارو شکر داره تموم میشه...تابستون خوبی نبود. +امروز خواهرم یه پر دیده روی زمین ...میگه پر قناریه... معلوم نیست کجاس الان! اندکی غم داشت چشمان تو، حالا بیشتر زندگی با عشق اینطور است: پرتشویشتر خویشتنداری و این خوب است اما فکر کن روزگاری میرسد من با تو قوم و خویشتر…! +مژگان عباس لو میلاد امام هادی سلام الله علیه* خیلی خیلی مبارک... خیلی بیشتر تبریک به آقامون،سرورمون،صاحبون و ولی امرمون آقا صاحب الزمان...
ادامه مطلب