برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
دیشب خونه ی دوست رضا مهمون بودیم
خانمش ماست آورد گذاشت روی سفره
گفت خیلی خوشمزه س و اینا بخورین
گفتم: میشه؟
گفت: چی؟
گفتم: میگم میشه؟
گفت: چی میشه؟
رضا فهمید من چی میگم گفت نه نمیشه
منظورم با ماست بود
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
صبح روز عروسی یه نفر بهم زنگ زد، برداشتم ولی نشناختم، یه خانمه بود که بهم گفت خانم فلانی زودتر بیا، منم گفتم اشتباه گرفتین
بعد که قطع کردم فهمیدم از آرایشگاه زنگ زدن و منطورشون این بوده برم ارایشگاه و اون فامیلی هم که منو باهاش صدا زد فامیلی همسرمه :))
هنوزم عادت ندارم منو با فامیلی همسرم صدا بزنن! بهشون میگم من فلانی ام! آدم نمیتونه که هویت چندین و چند سالشو عوص کنه که! و یا حتی نه به این سرعت!
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
به یه مرد بجز جوراب چی میشه هدیه داد؟
:|
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
خکردن نوشیدنی های گاز دار یه جور خودآزاری لذت بخش محسوب میشه...
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
ببینیدش!
فوق العاده بود و ژذااااب!
دسته جمعی ام برید کیفش بیشتره... مثلا دوتایی دیدن حالا داد ولی لشکری بر میزان شوقمون طبیعتا می افزود!
فیلم خوب رو نباید تعریف کرد و باید تشر داد. تا بقیه م اون لذتی که بردی رو ببرن
و اینکه یکم چیز چیز میکردن توش :دی
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
رسالتم این شده شبا دمنتور وارانه دور اتاق بگردم گوشیای تک تکشونو بزنم روی حالت پرواز :/
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان
برچسب:
نویسنده: سام حیدریان