من موقعیت نشناس خودخواه جادوگر

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    آره، من آدم موقعیت نشناسیم و تنها میدونم وقتی که میخوام بهم توجه بشه باید بهم توجه بشه! و دارم خبر مهمی گوش میدم، دارم حرف میزنم، کار دارم؛ دستم بنده، فکرم مشغوله و سایر موضوعات مهم طرف مقابل هم سرم نمیشه. مثل موقعیت الان مامان مثلا.

    انقدر موقعین نشناسم من. تازه علاوه بر اون خودخواه هم هستم.اینو ترم یک بهاره گفت. البته همونطور که من از همشون بدم میومد همه ی اونا هم از همه ی دیگمون بدشون میومد! کلا ترم یک خوابگاه همینجوریه. تازه به این هم ختم نشد تنفر من و علاوه بر بچه های خوابگاه، از اساتید و بچه های دانشگاه و هر آدم جدیدی هم بدم میومد.فقط از تنها کسی که خوشم میومد آشپز دانشگاه بود.خلاصه اینکه من الان بهاره رو خیلی دوس دارم و فکر میکنم اونم منو همینطور. موافقین گاهی بدترین دوستا میشن یکی از بهترین دوستا در آینده؟ تازه یه بار بهم گفت جادوگر :| به خدااا! :دی

    زنگ زد به مامانش گفت مهسا جادوگره بعد زد زیر گریه :|

    تازه نمیدونست که من خوشحال شدم...حس هری پاتر بودن بهم دست داده بود!

    نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 9:09
    برچسب‌ها :