اسمشم سید مجیده، نه مشتبا

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    هوا تاریک بود. توی کوچه ی کنار خوابگاه بودیم.مژده دوید... همه دویدن دنبالش... یکی گفت سنگ... درحالی که میدویدم به الهه گفتم چی شده؟ گفت سگ دنبالمونه...و در حالی که پشت سرمو نگاه میکردم و چیزی نمیدیدم فقط میدویدم! وقتی رسیدیم همه از هم میپرسیدیم چی شده؟ و سمیه گفت مژده زنگ زده. زنگ خونه ی یکی از همسا
    نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 1 ارديبهشت 1396 ساعت: 7:43
    برچسب‌ها :

    مردی که نتونه قولنج بشکونه که مرد زندگی نیس!


    +مثلا بگه معیار های همسر آینده از نظر شما چیه؟ بعد تو روت نشه بگی سیکس پک داشته باشه :|

    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 11:18
    برچسب‌ها :

    از چاله بیرون میزدم تا چاه

    راهِ فرار از خویشتن باشد... 


    ای تف به هرچه دل... 

    همان بهتر،

    آدم فقط چشم و دهن باشد...! 


    علیرضا آذر

    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 11:18
    برچسب‌ها :

    دل من پشت سرت کاسه ی آبی شد و ریخت!

    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 11:18
    برچسب‌ها :
    خواهرمون طوری زلزله س که وقتی امروز ساعت 10:30 رسید اد همون موقع زلزله اومد :دی لرزید، دیار ملکوتی رضا جان آسوده خیالیم ولی دل نگران است بر ملک خراسان نرسد هیچ گزندی زیرا حرمت امن ترین جای جهان است **** امروز که از لرزش این خاک رمیدم کاشانه به تنگ آمد و از لانه پریدم ای باعث لرزیدن قلبم حرم تو
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 11:18
    برچسب‌ها :
    اگر خواهر کوچولویتان یک روز یک سوسک پلاستیکی بخرد و قبل از اینکه شما بروید حمام در دمپاییتان جا سازی کند و شما پایتان را روی یک چیز سیاه بگذارید و به یک سوسک برخورد کنید چه خواهید کرد؟ :|
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 11:18
    برچسب‌ها :
    کاش میشد زندگی تکرار داشت  لااقل تکرار را یکبار داشت  ساعتم برعکس میچرخید و من  برتنم میشد گشاد این پیرهن  آن دبستان ،کودکی ،سرمشق آب  پای مادر هم برایم جای خواب  خود برون میکردم از دلواپسی  دل نمیدادم به دست هر کسی    عمر هستی ، خوب و بد ، بسیار نیست  حیف هرگز قابل تکرار نیست ...
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 11:18
    برچسب‌ها :
    خواهر کوچولوی 9 ساله ی عزیزم که هر روز باید بهت بگم مشقاتو بنویس که شب بخوابی و هر شب تا ساعت 3 داریم با هم مشقاتو مینویسیم... که پیک نوروزیتو اورده بودی بالای سرم و خوابالو بهت جوابا رو میگفتم ، که هر شب میگی آجی میترسم برم دستشویی، باهام میای؟ که ذوق ذرت مکزیکی خریدن امروزو توی چشمات دیدم، که انقد
    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 11:18
    برچسب‌ها :
    التماس دعا از همه خصوصا دوستان معتکف
    بلکم این ذهن آشفته یکم سر و سامون بگیره

    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 11:18
    برچسب‌ها :

    ما توی گویشمون به روبه رو میگیم ری به ری

    این تیمه که لباسش قرمزه یکیشون اسمش ری به ریه!

    مسقره ها با این اسماشون!

    حتما اسم داداششم "پشت سره" :دی


    +شب نیمه ی ماه رجبه.بی منت دعا کنیم همو... که مقبول افتد ان شالله. دعاگو هستم

    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 11:18
    برچسب‌ها :
    صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 ... 10 صفحه بعد