اسمشم سید مجیده، نه مشتبا

متن مرتبط با «ماتشوف شر» در سایت اسمشم سید مجیده، نه مشتبا نوشته شده است

بیایان هم از سوز آه من، گرفته شراره به دامانش

  • نیلوبلاگ

    مامانم به خانم همسایه گفته بود که من دلم روضه میخواد پرسیده بود: جاییو سراغ نداری؟ گفته بود روضه ی فلان آرایشگاه امشب شب آخرشه. رفتیم. باورتون نمیشه...همه شبیه هم بودن...! دماغا، رنگ موها، تیپا... ولی دمشون گرم با این معرفتشون... تو حادثه کربلا داش مشتیا رفتن کمک امام... مقیدا موندن استخاره گرفتن، بد اومد! بشنویم: سه ساله پس از رنج صد ساله، رسیده نفس های پایانش...

    ادامه مطلب
  • برخیز که شور محشر آمد این قصه ز سوز جگر آمد

  • نیلوبلاگ

    بشنویم؛ که چند روزه یه بند صداش تو گوشمه:امیری حسین و نعم الامیر...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    برخیز که شور محشر آمد این قصه ز سوز جگر آمد |