اسمشم سید مجیده، نه مشتبا

متن مرتبط با «انقدر بدم میاد از اینایی که» در سایت اسمشم سید مجیده، نه مشتبا نوشته شده است

یکی از داورا

  • نیلوبلاگ

    دیشب خواب دیدم دارم فیزیولوژی میخونم، بعد یه صفحه رو متوجه نمیشم، یه چیزی تو مایه های یه فرمول توی اون صفحه بود و من چیزی ازش نمیفهمیدم، بعد آریا عظیمی نژاد یهو نمیدونم از کجا اومد و فضا عوض شد و دیدم...

    ادامه مطلب
  • از نوع دوغش مثلا

  • نیلوبلاگ

    خکردن نوشیدنی های گاز دار یه جور خودآزاری لذت بخش محسوب میشه......

    ادامه مطلب
  • سایه ات از سر ما کم نشود #حضرت_یار

  • نیلوبلاگ

    +من پریدم -کجا +تو بغل آقامون! انکحت و زوجت دلم عاقد و شاهد ای عشق شدم من به تو محرم بغلم کن! و اینگونه بود که خدا ما رو انداخت تو بغل یک عدد رضا :)...

    ادامه مطلب
  • به نام خدایی که مرا دلتنگ تو آفرید

  • نیلوبلاگ

    هوایت بدجور مرا درگیر کرده. نفس گیر شده هوای اینجا. دلم بال زدن در صحن و سرایت را هوس کرده. نشستن روبه روی ضریح قشنگ طلایی ات، روبه روی پنجره فولادت و هی هوای کنارت بودن را نفس کشیدن این حجم از بی تابی ام را پر کن و چرا طبیعی نیست این حجم از دلتنگی برای تو و خواهرت. که این روز ها دلم میل بودن کنار شماها را دارد. میل همانند پارسال همین موقع، قم را، و دو سال پیش همین موقع مشهد را. من دلتنگی را تاب...

    ادامه مطلب
  • این داستان: قضیه سوراخ دستشویی که به ازدواج منجر شد

  • نیلوبلاگ

    چهارشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۱۳ ق.ظ قسمتی از درس رسیده بودند، نمیدانم کدام قسمت درس بوده که این خاطره را تعریف کرده،شاید حدود ۲۰ سال پیش، سر کلاسهایش گفته بود: پسر داداشم رفته بود دستشویی. بچه بود. دستشویی هم از آن قدیمی ها که عمق داشت و خیلی بزرگ بود و آدم موقع نشستن رویش پاهایش درد میگرفت. تعریف کرده بود که دستشویی ته حیاط بود. جای مخوف خانه . شب های زمستان صدای باد می آمد و درخت ها تکان میخو...

    ادامه مطلب
  • ولی توروح کسی که گفت اگر یه دختر بمیره جاش یه گل در میاد؛ کاش همه ی دخترا بمیرن که دنیا گلستان شه :|

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • بازی کنیم؟

  • نیلوبلاگ

    نشسته بودم کنارش. گفت بازی کنیم؟ رو به رویمان صفحه ی ماروپله بزرگی با مهره های رنگی زیاد بود که بچه ها بعد از بازی کردن ولش کرده و رفته بودند. گفتم باشه! ازش خواستم رنگ مهره اش را انتخاب کند. زرد برداشت. تاس انداخت. عددش را خواندم و نحوه ی حرکت مهره ها را که سعی داشت عمودی حرکت بدهد، به افقی حرکت دادن برایش توضیح دادم. بچه ها آمدند و 4 نفره بازی کردیم. از پله های ماروپله بالا میرفت و موقع رسیدن ...

    ادامه مطلب
  • میشه بپرسم از کدوم سیاره اومدین؟

  • نیلوبلاگ

    وا معلومه که میشورن قبل خوردن همه میوه ها رو باید شست بحث موتدگاریش چیز دیگه اس اگه بخوای موندگار شه تشسته روزنامه میپیچیش میزاریش یه جای خنک هر کدومو خواستی بخوری بر میداری میشوری.... الان من باورم نمیشه موزو نشسته خوردی!!!!!!!!!!! بلاخره خاک و کثیفی و هزار چیز آلوده میشینه رو پوستش دیگه ...

    ادامه مطلب
  • از هر کرانه تیرِ دعا کرده ام رها؛ باشد کز آن میانه یکی کارگر شود...

  • نیلوبلاگ

    به مامان گفتم که دارم درس میخونم. گفت به هیچی فکر نکن فردا امتحان داری، روزای آینده امتحان داری، خرابشون نکنی. گفتم فکر نمیکنم و با حالت بی خیالی نسبت به مسئله ی پیش رو جواب دادم. در حالی که دارم میمیمرم از دلشوره.خیلی هیجانی صحبت نکردم، فکر نکنه نگران شدم. مانان دروغگوی خوبی نیس، یا لااقل واسه من...

    ادامه مطلب
  • و خوابی که واقعی شد!

  • نیلوبلاگ

    امروز خبر رو که شندیم راستش خیلی شکه شدم! به خوابم فکر کردم در حالی که فکرشو نمیکردم بخواد واقعی شه! فقط امیدوارم قسمت ظهرش که آمریکاییا حمله کردن واقی نشه! ...

    ادامه مطلب
  • شهروند شیراز!

  • نیلوبلاگ

    دو سه روز پیش توی گروهی به اسم" شهروند شیراز" اد شدم. حدس زدم که احتمالا یکی از مسئولین منو اد کرده به خاطر فلان برنامه. امروز بهش میگم جریانش چیه؟ میگه من نمیدونم! میگم شما مگه منو اد نکردین؟ میگه نه! میگم خب من الان اونجا چیکار میکنم؟ تازه یکی دو نفر دیگه رو هم اد کردم! میگه کجا رفتی دختر ببین کجایی :| ستاد انتخاباتی یه نفره ظاهرا!...

    ادامه مطلب
  • اون لحظه ای که قرآنو میبوسی و میری...

  • نیلوبلاگ

    دل من پشت سرت کاسه ی آبی شد و ریخت!...

    ادامه مطلب
  • اجازه هست دهنم وا شه؟

  • نیلوبلاگ

    با این پسرایی که بدون یاالله گفتن میان توی مجلس زنونه،باید چیکار کرد؟...

    ادامه مطلب
  • که تموم شه این دلشوره و دغدغه ی لعنتی...

  • نیلوبلاگ

    میشه برام دعا کنید؟...

    ادامه مطلب
  • گرچه خوشبخت است هرکس که پسر دارد ولی، غالبا لطف خدا مشمول دختردارهاست

  • نیلوبلاگ

    خوشبختی مثل وقتی که خواهر کوچولوت پول توجیبی مدرسه ش رو چند روز خرج نمیکنه تا بتونه برات یه هدیه به عنوان عیدی بخره......

    ادامه مطلب
  • روز مهندس رو عمدا انداختن تو اسفند که تو خونه تکونی بیشتر صداشون کنن ذوق کنن...

  • نیلوبلاگ

    سر درد شدم بس که ز احساس تو گفتم تجویز شد از روی لبت استامینوبوس شرط پدرت بود مهندس شوم اخر ما شاعرکان را چه به سینوس و کسینوس |ابولفضل عصمت پرست| ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • حیدر از این به بعد، بعد از غصه؛ شب به پهلوی خود نمیخوابد...

  • نیلوبلاگ

    در کوچه چرا نشانی از بوی تو نیست؟! این ها که زمین ریخته، گیسوی تو نیست!؟ این دود برای چیست؟! اینجا چه شده؟! پس حلقه ی در کجاست؟ پهلوی تو نیست؟ علی عطری +دوستان شیرازی: فردا صبح استاد فرهمند و فردا عصر نزار قطری در حرم شاهچراغ برنامه دارن....

    ادامه مطلب
  • از دل دراوری

  • نیلوبلاگ

    بر اساس این جمله که مرد اونیه که رژ لبت رو پاک کنهنه ریمل چشمت رو، یکی از بچه ها اومد و دور چشماش خیس و اشکی و سیاه...گفتم چی شده؟؟؟؟ گفت هیچی بابا، پیاز خرد کردم! +واقعا با دلداری دادن افراد مشکل دارم... یکی نیست بیاد منو یاد بده؟!...

    ادامه مطلب
  • از این شورها

  • نیلوبلاگ

    به دلیل عوض شدن طرز فکر نویسنده حذف شد! +هوا هوای کربلا: حاج حسین سیب سرخی...

    ادامه مطلب
  • بیایان هم از سوز آه من، گرفته شراره به دامانش

  • نیلوبلاگ

    مامانم به خانم همسایه گفته بود که من دلم روضه میخواد پرسیده بود: جاییو سراغ نداری؟ گفته بود روضه ی فلان آرایشگاه امشب شب آخرشه. رفتیم. باورتون نمیشه...همه شبیه هم بودن...! دماغا، رنگ موها، تیپا... ولی دمشون گرم با این معرفتشون... تو حادثه کربلا داش مشتیا رفتن کمک امام... مقیدا موندن استخاره گرفتن، بد اومد! بشنویم: سه ساله پس از رنج صد ساله، رسیده نفس های پایانش...

    ادامه مطلب