نمیدونم کار درستی میکنم که فردا میخوام برم دانشگاه یا نه! | بلاگ

نمیدونم کار درستی میکنم که فردا میخوام برم دانشگاه یا نه!

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

امروز ساعت 10 تمام کلاسای دانشگاه رو تعطیل کردن چون اساتید یه جلسه داشتن و گفتیم دانشجوها چی؟ گفتن خیر این جلسه ی اساتیده فقط ... بعد من و چند نفر از بچه هام رفتیم ببینیم چه خبره! که دیدیم مسئولا میگن بفرمایید بفرمایید و مام رفتیم تو! بعد همه ی استادا دور یه میز بزرگ توی سالن آمفی تئاتر نشسته بودن و برای اینکه اون دوتا صندلی بین خانم ق و آقای م پر بشه اشاره دادن که بیاین دور میز بشینین... من و دوستمم رفتیم!

اولین بار بود این همه استاد با هم میدیدم :دی ازین بلند گوها هم که تق میزنن روشن میشه حرف میزنن جلومون بود! خلاصه فاش نمیکنم جلسه در مورد چی بود ولی حرف سخنران که تموم شد گفت کسی حرفی سوالی نداره؟ و خب تک تک استاتید صحبت میکردن تا رسید به ما. منم یه چیزی گفتم و یه سوال پرسیدم و یه مثال زدم. سخنران فرمودن:خانومه؟ گفتم فلانی هستم. بعد جواب دادن سوالمو... بماند که موقع مطرح کردن مثالم همه استادا نیششون باز بود و دوستم سعی میکرد خندشو کنترل کنه و بعد از تموم شدن جلسه آقای ق (آقا و خانم ق فامیلتشون یکی نیست) با خنده گفتن فلانی بالاخره حرفتو زدی! و بماند که راه دانشگاه تا خوابگاه رو یه بند خندیدیم و سوژه شدم و استاد ر گفت ترکوندی! و سر ناهار و شام یادمون میومد و میخندیدیم و بچه ها واسه پ که مهمونمون بود تعریف کردن مثالمو.... خب؟ یکی از بچه ها امشب گفت: من اگه جای تو بودم دیگه از فردا دانشگاه نمیرفتم!

...
نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 15:33