از هر کرانه تیرِ دعا کرده ام رها؛ باشد کز آن میانه یکی کارگر شود...

ساخت وبلاگ
چکیده : به مامان گفتم که دارم درس میخونم. گفت به هیچی فکر نکن فردا امتحان داری، روزای آینده امتحان داری، خر... با عنوان : از هر کرانه تیرِ دعا کرده ام رها؛ باشد کز آن میانه یکی کارگر شود... بخوانید :

به مامان گفتم که دارم درس میخونم. گفت به هیچی فکر نکن فردا امتحان داری، روزای آینده امتحان داری، خرابشون نکنی. گفتم فکر نمیکنم و با حالت بی خیالی نسبت به مسئله ی پیش رو جواب دادم. در حالی که دارم میمیمرم از دلشوره.خیلی هیجانی صحبت نکردم، فکر نکنه نگران شدم. 

مانان دروغگوی خوبی نیس، یا لااقل واسه من. وقتی اتفاقی میفته، بعد از همه ی سوالام اول یه "هیچی" میگه بعد سوالمو جواب میده.

دعا کنید. زیاد دعا کنید. که نشه اون چیزی که عین خوره افتاده به ذهنم. که من صدبار میمیرم تا فردا. 

+ممنون که نمیپرسین جریان از چه قراره

اسمشم سید مجیده، نه مشتبا...
ما را در سایت اسمشم سید مجیده، نه مشتبا دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 6:23